CopyPastehas never been so tasty!

بهانه

by anonymous

  • 0
  • 0
  • 0
180 views

از باغ می‌برند چراغانی ات کنند

تا کاج جشنهای زمستانی‌ات کنند

«وشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می‌روی
شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه‌ای است که قربانی‌ات کنند

 

Add A Comment: