CopyPastehas never been so tasty!

آزمون شجاعت برای سرداران

by anonymous

  • 0
  • 0
430 views

حال و روز سرداران سابق جنگ ایران و عراق حکایتی است. جدای از امثال شهید همت که قصه خود گفته و روی در نقاب خاک کشیده اند، گروهی چون نقدی سفاکی را پیشه خود ساخته، برخی چون رضائی از زبونی زبان در کام کشیده، آن دیگری چون قالیباف لجن از سروصورت ولایت میشویند، گروهی حسابهای بانکی اندوخته، برخی در زندان خوابیده، بعضی در خیابان کتک خورده، عده ای به جرم ادعای الوهیت اعدام شده  و بسیاری  از آنها را یارای سرداری نمانده است. میگویند جنگ با عراق را امدادهای غیبی هدایت میکرد. به گمانم راست میگویند والا با این جماعت فشل بی عرضه محال بود که قصبه ای را پس گرفت چه بماند به خرمشهر. این را داشته باش تا بروم سر اصل مطلب:

 

25 بهمن گفته بودیم خواهیم آمد و دیدید که آمدیم. انهم چه آمدنی که دوست و دشمن را مبهوت خود ساخت. ما آمدیم با تمام عظمت و شکوهمان. ما آمدیم با همه شوکت و جبروتمان. ما آمدیم با همه مظلومیت شهدایمان. ما آمدیم با همه زخمهائی که در این یکسال و اندی بر تن و جانمان روا داشته اید. آمدیم با همه صدایمان. با عشق در روز عشق و بنام عشق. آمدیم با مادرانمان، با خواهرانمان، با کودکانمان و با فرزندانمان و پدرانمان تا بگوییم بیش از شما و بهتر از شما و فراتر از هرکسی این اراده ملت است که حاکم بر سرنوشت کشور است. و ثابت کردیم که دیکتاتور رفتنی است ملت را بخاطر بسپار. این را داشته باش تا بروم سر اصل مطلب:

 

ملیجک دربار و کوتوله کودتاچی بعد از انتخابات کذا، متقلبانه منابع کشور را به یغما برده است. آبروی اندکی که مانده بود در هرجائی که میشناسید به حراج کرده است. کثافت خود را به نام فرهنگ ایرانی در بوق و کرنا کرده است. گرانی و بیکاری به جوانانمان عرضه کرده است. نخبگان را بسته و سگها را بر امورات سرزمین مقدر کرده است. کارخانه مدرک سازی علم کرده است تا از هوا و زمین مردم را به کشتن دهند. راه زده تا راهزنی کند. جنگ ندیده و هوای جنگ کرده است. این را داشته باش تا بروم سر اصل مطلب.

 

 

و اما اصل مطلب اینکه میگویند شکست دیروز شما و اینکه اسباب سرکوب خونینتری فراهم نکرده بودید از سر ترس بوده است.راست میگویند اما توجه ندارند که یک سردار هم حق ترسیدن دارد. سردار واقعی امین جان و مال مردم به وقت نبرد است و از همین روست که باید خشیه داشته باشد حتی بیش از عوامل زیر دستش و این عین شجاعت است. سردار واقعی میداند که کشتن ، ویران کردن، بستن، نابود کردن، زدن، عربده کشیدن، رجز خواندن شجاعت نیست. شجاعت واقعی در حفظ جان انسانها، در ساختن، در آزاد کردن و در فدا کردن است. به گمان من پیروزی بزرگ ملت ایران در 25 بهمن یک شریک بزرگ دیگر داشت و آن سردارانی بودند که توانستند بزرگی و عظمت سونامی ملت را پیش از وقوع تخمین زده و عقلانیتی نسبی را در رفتار نیروهای انتظامی رقم زنند. منظورم این نیست که خشونت نکردید، نزدید، نکشتید وویران نکردید. منظورم این است که در مقایسه با دفعات قبلی بیشتر در حد و قواره یک سردار واقعی ظاهر شدید: شما شجاعانه ترسیدید. خجالت نکشید چون ما هم شجاعانه میترسیم. اصلا وقتی عقلانیتی در کار باشد همه شجاعانه میترسند.

 

ای آنانی که هنوز سردار مانده اید، بترسید و شجاعانه به آغوش سبز ملت برگردید. سردار بمانید و نگذارید تاریخ بگوید مشتی دوزاری مدعی بودند که از ملت خود راهزنی میکردند..