CopyPastehas never been so tasty!

پنج سوال بنیانی پیرامون شناخت صحیح قدمت کتب و نسخ قدیمی:

by anonymous

  • 0
  • 0
  • 0
281 views

هیچ یک از نسخ خطی موجود در مورد شعرا یا دانشمندان و حتی اوستای زرتشت از پس پاسخ به حتی یکی از این پنج سوال بر نمی آیند.

یکی از مشکلاتی که تاریخ نویسان معاصر و مصححین متون کهن در شناخت صحیح تاریخ و فرهنگ اصیل قرآنی به وجود آورده اند ارائه شخصیتهای دروغین و متون به اصلاح کهن تحت عنوان دیوان شعر یا کتب تاریخی ست.در همین راستا ما در شهرهایی که بیش از دویست سال از عمر آنها نمی گذرد شاهد کلی ادیب و تاریخ نویس و شاعر و... هستیم.صرفه نظر از اینکه عوامل مادی مقدم بر عوامل دیگر از جمله فرهنگی هستند؛مثلا تا شهری نداشته باشیم که آب انباری یا مرکز اداره حکومتی یا در شهرهای اسلامی به خصوص مسجد جامعی و یا حمام،پل،کاروانسراها که نشانگر گسترش روابط بین شهری ست و به طور کلی مستحدثات عمومی مورد نیاز مردم در گذشته نداشته باشیم سخن گفتن از زندگی انسان بی معناست چه رسد به شاعر و حدیث شناس و تفسیر نویس و....اما اکنون می خواهم مطلب دیگری در رد حضور دواوین شعری و کتب نوشته شده در کهن تر از دویست سال گذشته بیان کنم که خواهیم دید به چه راحتی سعدی و فردوسی و حافظ و حتی افلاطون و ارسطو و ...از صحنه تاریخ محو خواهند شد و آن طرح این پنج سوال بنیان اندیشانه است که ما در برخورد با هر متن کهنی باید بپرسیم:
اول-این متن یا کتاب یا هر چیز دیگر ارائه شده با چه خطی نوشته شده است؟
دوم-متن مورد نظر با چه وسیله ای اعم از قلم نی یا پر یا ... کتابت شده است؟
سوم-متن مورد نظر بر روی چه چیزی نوشته شده،بر روی پوست یا کاغذ یا...؟
چهارم-متن در چه زمانی به تحریر در آمده است و آیا بین نسخه های به جا مانده تفاوت بسیار است یا کم؟
پنجم-اینکه آیا به اندازه پشت ناخنی از نسخه اصلی موجود می باشد؟
با بررسی هر یک از موارد گفته شده می توان به صحت یک متن کهن پی برد.مثلا شاهنامه فردوسی را در نظر بگیرید:به ترتیب از سوال اول شروع می کنم،شاهنامه به زبان فارسی و با رسم الخط عرب نوشته شده،در این شبهه ای نیست.اما چگونه در قرن چهارم که مدعی کتابت شاهنامه هستند که هنوز رسم الخط عرب شکل کامل نگرفته و حتی به توافقی برای نقطه گذاری روی حروف نرسیده در حالیکه در شاهنامه ما به حرف مثلا پ یا ژ بر می خوریم.یک فارس زبان اول باید منتظر تکامل خط عرب باشد تا بعد با اضافه کردن دو نقطه دیگر به ب حرف پ را درست کند.اما مورد دوم در حالیکه بررسی لت پاره های قرآنی و دیگر دست نوشته های باقی مانده از قرن اول تا حتی قرن هشتم هجری نشان می دهد که وسیله ی مناسبی برای کتابت وجود نداشته فردوسی خیالی شاهنامه را با چه وسیله ای کتابت کرده؟با پر؟!!امورد سوم می دانیم که رول های پاپیروس که در زبان عرب به آن قرطاس می گفتند بسیار نایاب بوده و گران به طوریکه در دست نوشته های باقی مانده(رجوع شود به کتاب پاپیروس ها و دست نوشته ها،تدوین جفری خان از نشر کارنگ)از یک تکه پاپیروس چند بار استفاده می شده و پوست هم که کالای گرانی بوده و آماده سازی آن کار شاقی بوده است پس این حجم شاهنامه بر روی چه نوشته می شده؟و در آخر اینکه از شاهنامه ادعایی در قرن چهارم هیچ نسخه ای نیست و قدیم ترین نسخه ها به استناد اظهارات خودشان مال قرن ششم هجری ست یعنی دویست سال بعد از تحریر اولین شاهنامه کذایی.خوب حالا به وضوح می توان دم خروس کتاب سازی و تاریخ ساری برای ما را مشاهده کرد.در پایان یاد آور شوم تنها مکتوب موجود دست بشر که می تواند به هر پنج مورد اشاره شده با صراحت و سلامت کامل جواب دهد قرآن پاک و بی همتاست که با بررسی لت پاره های آن از قرن اول هجری تا الان مشاهده می کنیم که همزمان با رشد خط و اسباب نوشتن تکامل یافته است و ما از قرن اول هجری لت پاره ی قرآن داریم البته نه قرآن کامل تا کنون و هیچ تفاوتی بین دو لت پاره قرآن وجود ندارد

Add A Comment: