CopyPastehas never been so tasty!

ژاله

by anonymous

  • 0
  • 0
116 views

تکه ابر کوچکی، بالای آسمان نشانه رفت، پرکرده از خاک خاوران سینه اش، غمگین چهره کودکان خزانه اش، غران بر فریب شمس العماره اش، زنجیر اشک بر اوین گسست، در بلندای تخته سنگ بزرگ شهر، ژاله ای شد، نشست، گواه طلوع آفتاب.