CopyPastehas never been so tasty!

برگردانی از مقدمه کتاب قصه های افسانه ای از Brun

by anonymous

  • 0
  • 0
  • 0
351 views

موقعی که من به عنوان متخصص و مربی، مسئول رسیدگی به کودکانی که به لحاظ روحی بسیار مغشوش بودند، شدم، وظیفه اصلی خود را در این دیدم که کمکشان کنم تا تعریفی از زندگی داشته باشند.

در حین انجام اینکار بر من مثل روز روشن شد که اگر مربی هایشان توانسته بودند در ارزش دادن به زندگی یاریشان بخشند آنها هرگز نیازمند یک مراقبت خاص نمیشدند.

در زندگی کودک تجارب خاصی برای یاری بخشیدنش در کشف دلایل زندگی کردن وجود دارد و من به این سمت گرایش پیدا کردم تا این تجارب را بشناسم، تا بتوانم  کودک را یاری دهم تا بیشترین ارزش را به زندگیش بدهد. و دریافتم که هیچ تجربه ای مهمتر از نفوذ پدر و مادر و تمامی کسانی که در آموزش و پرورش کودک دخیل اند، نیست. سپس این میراث فرهنگی ماست که حائز اهمیت میباشد. 

آنهم اگر به درستی به کودک منتقل شده باشد. این اطلاعات فرهنگی را نیز کودک میتواند در کتابها پیدا کند. و اینجاست که بسیار متاثر از بی محتوا بودن قسمت بزرگی از آن دست از ادبیاتی شدم که نقش شکل دادن به شخصیت و طرز تفکر کودک را بر عهده دارد. این ادبیات، به واقع قادر نیست استعدادهای درونی کودک را که نقش عمده ای در یاری بخشیدن او برای مواجه شدن با مشکلات سخت زندگی دارند ، بیدار و بارور سازد.

کتابهای الفبا و دیگر کتابهای ساده ای که برای آموزش خواندن و نوشتن تنظیم شده اند، به هیچ درد دیگه ای نمیخورند. آنچه را که ما با نام "ادبیات کودکان" میشناسیم تنها موجب سرگرمی (سردرگمی !) کودک است یا از او یک دایره المعارف میسازد و یا فوقش این هر دو نقش را برای کودک دارد، ولی از جان کلام و محتوای ناچیزی برخوردار است ویا عاری  از هر مفهومی برای کودک.

یاد گرفتن تکنیک ها که  شامل حال خواندن و نوشتن نیزمیباشد، اگر به کودک یاد ندهند تا از آنچه که یاد گرفت بخواند، مفهومی و ارزشی برای زندگی کردن بدست آورد، فاقد ارزش است.

همگی ما دوست داریم که ارزش و آینده هر عملی را بر اساس آنچه که "هست" ارزیابی کنیم، این احساس مخصوصا در رابطه با کودک که بیشتر از یک فرد بزرگسال در "زمان حال" سیر میکند ،  بیشتر صادق است.

دل نگرانِ "فردا"، کودک برداشت هایی بسیار مبهم از "آینده"و "آنچه که این آینده" از او طلب خواهد کرد، دارد.

اگر داستانهایی که برایش خوانده میشود و یا او خود به تنهایی میخواند، مفهومی نداشته باشند، کودک باور نخواهد کرد که مطالعه زندگی او را پر بارتر خواهد کرد. اتهام اساسی وارد بر اینگونه کتابها در این است که برداشت کودک را از ادبیات و نقشی که برایش میتواند داشت باشد، به اشتباه میاندازد.

"ادبیات" یعنی "درکی عمیق از مفهوم زندگی" و هر چیزی که برای کودک معنی داشت باشد، در هر سنی و در هر مرحله ای از رشد.

برای اینکه یک قصه بتواند حقیقتا توجه کودک را به خود جالب کند، باید او را غرق لذت کند و حس کنجکاویش را بیدار نامید. اما برای کمک به رشد بیشتر کودک علاوه بر این، قصه باید قوه تخیل کودک را به کار بیندازد، کمکش کند تا تیزهوشتر شود و احساساتش را روشن تر ببیند : قصه باید بر اساس نگرانی های کودک خلق شده باشد و به او آگاهی لازم در شناختن مشکلاتی که بر آشفته اش میکنند، را همزمان با پاسخ دادن به این مشکلات بدهد. به طور خلاصه، قصه باید به یک باره، همزمان با رشد ابعاد مختلفی که شخصیتش را در بر میگیرند، بدون اینکه به او کم بها داده شود، با کودک انطباق پیدا کند و با به رسمیت شناختن تام و کمالِ اهمیتِ راه حلی که کودک خود،پیشنهاد میدهد، به او بیاموزد تا به خودش و به آینده اعتماد کند.

در میان ادبیات کودکان این قصه های فلکلوریک یعنی قصه‌هایی که ریشه در فرهنگ دیرینۀ مردمی دارند، هستند که در بر دارندۀ تام و کمال آنچه که گفته شد و آنچه که هنوز ناگفته مانده است، میباشند ( به جز استثناهایی چند) هیچ قصه ای پربارتر و بآ ارزش تر از قصه های افسانه ای نیست. و این حقیقت نه تنها شامل حال کودکان بلکه جونان نیز میباشد.

به واقع، اگر تنها به تعریفی ساده از قصه های افسانه ای اکتفا کنیم، آنها چیز زیادی در رابطه با شرایط اجتماعی جامعه ای که در آن به سر میبریم و میشناسیم به ما نمی آموزند. باید دانست که این قصه‌ها خیلی پیشتر ازپا به عرصه وجود نهادن جامعه ای که امروز می شناسیم، گفته شده اند. با این وجود حامل تجارب بی نهایت زیادی از مشکلات "درونی" انسان اند، وهمزمان ، در تمامی فرهنگ ها و جوامع مختلف ،  راه حل برون رفت از این مشکلات را نیز به ما ارائه  می دهند. در حالی که ، داستانهای دیگر، که به راحتی ‌ نیز در دسترس کودک قرار دارند، از آن بی بهره اند.

ادامه دارد...

Add A Comment: