« آنچه میگویم واقعیتی در حال وقوع است » زنی مطلقه را در نظر بگیرید که گذارش به نیروی انتظامی و یا بسیج افتاده است . بازجو همه کاره پرونده است . و نقش اصلی را ایفا میکند . وقتی بازجو متوجه مطلقه بودن زن میشود ، پس از تظاهر به اینکه جرم زن بسیار سنگین است ، از در دوستی وارد میشود ، و سعی میکند نشان دهد که به زن علاقه مند شده و قصد کمک به وی را دارد . از اینجا پیشنهاد بی شرمانه شروع میشود . صیغه « تجاوز » در ازای سبک شدن پروند و آزادی احتمالی « مهریه زن » ، یا در صورت عدم پذیرش ، سرنوشت نامعلوم زن با پرونده و قاضی . در این معادله زن عملا هیچ کاری نمیتواند انجام دهد . پیشنهاد بی شرمانه اما شرعی است . زن یا میتواند بپذیرد ، که در اینصورت مورد تجاوز شرعی قرار میگیرد . یا نمیتواند بپذیرد ولی از لحاظ قانونی چطور میتواند از بازجو شکایت کند ؟ به فرض که اراده ایی هم برای مقابله با تخلفات بازجویان و نظامیان باشد ، آیا زن میتواند بگوید از کسی که به من پیشنهاد صیغه داده شکایت دارم ؟ مطمئنا اگر بگوید برای تعدیل پرونده بوده ، محکمه پسند نخواهد بود ، چرا که مدرکی ندارد . بنابراین بین دو گزینه وحشتناک قرار میگیرد . یا بازجو با دستکاری تعمدی پرونده زن را در وضعیت قضایی بسیار دشوار قرار میدهد ، یا با یک تجاوز شرعی به خواسته های جنسی خود میرسد . حتی یک آدم واقعا خیر خواه در خود سیستم هم نمیتواند چنین بازجویی را قانونا به دام بیندازد .
« آنچه میگویم واقعیتی در حال وقوع است » زنی مطلقه را در نظر
byanonymous