CopyPastehas never been so tasty!

آه، آگر مرد جوان درختی می بود

by anonymous

  • 0
  • 0
  • 0
239 views
آه، آگر مرد جوان درختی می بود

ترجمه ای از شعر محمود درویش ، امید که آقای نجف دریابندری سلامت را به طور کامل باز یابند، تا ترجمه جان دوباره خویش را زیر قلم ایشان باز یابد، بدان امید،

برای هور مزد دنباله و دیگر هور مردانِ مزد ایران، که یاد درویش را دوباره در من زنده کرد


درخت با درخت یا برادرند، یا همسایه ای خوب.
درخت بزرگتر چتر خود را بر سر درخت کوچکتر از خود می گستراند و او را در سایۀ خود ، پناه میدهد.
درخت بزرگتر چتر خود را بر سر درخت کوچکتر از خود می گستراند و از پرنده میخواهد به هنگام شب او را همدم باشد و همراه.
هیچ درختی ، میوۀ درخت همنوع را نمی دزدد. هیچ درختی ، به درخت دیگر پوزخند نمیزند که چرا بی بار است.
هیچ درختی ، تیشه بر نمیگیرد تا ریشه برکند، چنان تبرزن. درخت بلم که شد، شنا کردن را میآموزد.
در که شد، حافظ هیشگی اسرارمیگردد.
صندلی که گشت، نگاهش را از آسمان بر نمی گیرد.
میز که شد، به شاعر می آموزد، تیشه هرگز برنگیرد.
درخت در طلب بخشش، شب را تا صبح، در تمنای بیداری ست.
نه می خوابد و نه خود را به رویا میسپارد.
اما نگهبانِ اسرار خفتگان است. به احترامِ آسمان و عابر، روز وشب، ایستاده بر پا ست.
تو گویی، درخت در قنوتی عمودی ست. با بانگی بلند بر آسمان، در خواهش و التماس.
 به طوفان و باد، کمر خم میکند، تا بدرگاه دعای راهب، تواند سر تعظیم فرود آورن را، با چشمهایی پرکشیده به سوی بالا، به آن بالا ! زمانی شاعر معتقد بود : آه، اگر مرد جوان سنگی میبود *

چرا او نگفت : آه، آگر مرد جوان درختی می بود

*محمود درویش اشاره به نبرد سنگ در مقابل سلاح های خودکار سربازان فلسطینی دارد

Add A Comment: