خمینی به قول پسرش احمد (مقتول در راه خلیفه شدن خامنه أی) تنها وقتی خندید ،که فالاچی بعد از اولین مصاحبه با او که گفتگو به به حجاب رسید ،و از او پرسید، : «چرا باید زنان خود را در چادر بپیچند؟» خمینی جواب داده بود: «زنان خودشان با چادر در انقلاب شرکت کردند. زنان ایران مانند خانم فالاچی نیستند که بیحجاب راه بروند و لشگری از مردان دنبالش راه بیفتند، زنان خود چادر را انتخاب کردهاند.»
اوریانا فالاچی ادامه داده بود: «خب با این چادر، چطور میتوان شنا کرد؟»
خمینی گفته بود: «امورات ما به شما ربطی ندارد. شما مجبور نیستید چادر سر کنید. اگر خوشتان نمیآید، نپوشید.»
فالاچی با شنیدن این پاسخ، چادر را از سرش برداشت و گفت: «خوشحالم که میتوانم این چادر مسخره را از سرم بردارم.»
در این هنگام خمینی، مصاحبه را نیمهتمام میگذارد و اتاق را بهسرعت ترک میکند. یکی دو روز میگذرد تا خمینی وی را برای پایان مصاحبه میپذیرد. احمد خمینی به آرامی در گوش فالاچی میگوید: «از چادر چیزی نگویید که پدرم ناراحت میشود.» فالاچی با چادر وارد اتاق میشود. نوار ضبط صوت را روشن میکند و قسمتی که مربوط به حجاب زنان است را جلوی خمینی پاک میکند. فالاچی میگوید با پاک کردن آن قسمت نوار، خندهای بر لبان خمینی آمد که نشانه رضایتاش بوداین هم از خنده دجال که احساس کرد نه تنها فالاچی که تمام زنان ایران را توانسته در چادر سیاه بپوشاند تا از دیدن آنها تحریک نشود ،لعنت به دجال ایران خور که فکرش فقط در زیر ناف ش بود و مغز ش تهی بود ،از نوچه هاش چه انتظاری میشود داشت.
وقتی که دجال برای اولین بار خندید.
0 Comments
