CopyPastehas never been so tasty!

بیکرانگی

by anonymous

  • 0
  • 0
  • 0
113 views

من رشته کوه های اورال را دیده ام گسترده تا دل صحرای آفریقا

شاهد شبهای پر شور و شرر، شبهای گداخته ملکه ای با نام صبا

 

من زمین را دیده ام در بحبوحه خشمش، به توفانها

اقیانوس و غریقانش را

من جماعتها دیده ام، گاه خروشان، گاه خموش

مشعل شادی بدست هم به غم، هم به رنج

گلهای رز را دیده ام در آغوشِ سردِ برف، پنهان

و گرگهایی ، بزرگ و سپید، گریبانگیرِ  دام

دیده ام من،  به گرمای داغ تابستان، بارشِ باران را

و بر سکوی انتظار،عاشقانی مانده گار

اما چه حیرانم، شگفتا، از حریق بوسه‌ها

میل تو، خواستن من، خواهش تن

جهیدنها، پریدنها،در آغوش عشق خزیدنها

بوسه‌ها، چون سوزش ستاره‌ها بر تن تو

چون ریزش ستاره‌ها بر بیکران

 

من به چشم دیده ام فرشتگان بال در بالِ ابلیس

 نگاهان غمگین و افسرده، نه دقیقن باز، نه کاملا بسته

در انتظاری بیهوده ازخطبه ، معجزه ، موعظه

من سایه‌ها را دیدم، در مجاورت نور

سایه های زنی تنها و رزم جوی

امواج را دیدم و سر به صخره کوبیدنها یش

مکاشفه و آیات، اسرار و رموز

من دیده ام، آمریکاو پهنای خاکش را

آفریقا و تمامی سرابهایش را

من دیده ام آبی آسمان را بر ستیغِ کوهِ یخ

در هم آمیختن ها، از هم گریختن ها ، گسستن ها

اما چه حیرانم

شگفتا، از حریق بوسه‌ها

میل تو، خواستن من، خواهش تن، جهیدنها، پریدنها ، در آغوش عشق خزیدنها

بوسه‌ها، چون سوزش ستاره‌ها بر تن تو

چون ریزش ستاره‌ها بر بیکران

 

کودکی را تجربه کردم و مستی اش را

تبسم زندگی، نالۀ اشک

جهانی درمانده و بد بخت

من دیدم ، پیش چشمانم

مردانی که بر خاک افتادند، که مردانی بر خاستند

 

سرما دیدم و بر خود لرزیدم

در خنده های او، پسرِ ما، مسخ شدم و خندیدم

عسل نگاهش رنگ چشمان تو بود،

پذیرفتم نگاهش مثل تو بود عطر وجودش بوی خوش تو

بوی ارکیده، بوی لیس

راز هایی نهان، باغچه هایی پنهان

 

آشفته حالم

شگفتا، از حریق بوسه‌ها

میل تو، خواستن من، خواهش تن

جهیدنها، به اوج پریدنها در ، آغوش عشق خزیدنها

بوسه‌ها، چون سوزش ستاره‌ها بر تن من

چون ریزش ستاره‌ها بر بیکران

شگفتا، از  حریر بوسه‌ها ت

میل تو، خواستن من، خواهش تن

جهیدنها، به اوج پریدنها در آغوش عشق خزیدنها،

بوسه‌ها، چون سوزش ستاره‌ها بر تن من

چون ریزش ستاره‌ها بر بیکران

Add A Comment: