CopyPastehas never been so tasty!

Sheipoor

by anonymous

  • 0
  • 0
  • 0
110 views

شیپور اسرافیل
زنی در مجلس وعظ به پهلوی معشوق خود افتاد واعظ صفت پر جبرائیل می کرد زن در میانه کار گوشه چادر را به زانوی معشوق افکند دست بر او بزد چون برخاسته دید بیخود نعره ای بزد واعظ را خوش آمد و گفت ای عاشقه صادقه پر جبرائیل بر جانت رسید یا بر دلت که چنین آهی عاشقانه از نهادت بیرون آمد گفت من پر جبرائیل نمی دانم که بر دلم رسیدیا به جانم ناگاه بوق اسرافیل به دستم رسید که این آه بی اختیار از من به
در آمد

Add A Comment: