CopyPastehas never been so tasty!

شعر طنز در باب هدرمند کردن یارانه ها

by anonymous

  • 0
  • 0
  • 0
229 views

غم مخور دوران بی پولی به پایان می رسد دارد این یارانه ها استان به استان می رسد

 

مبلغش هر چند فعلاً قابل برداشت نیست موسم برداشت حتماً تا زمستان می رسد

 

در حساب بانکی ات عمری اگر پولی نبود بعد از این یک پول یامفتی فراوان می رسد

 

چند سالی مایه داران حال می کردند و حال نوبت حالیدن یارانه داران می رسد

 

شهر، کلاً شور و حال دیگری بگرفته است بانگ بوق و سوت و کف از هر خیابان می رسد

 

آن یکی با ساز، رنگ گلپری جون می زند این یکی با دنبکش، بابا کرم خوان می رسد

 

عمه صغرا پشت گوشی قهقهه سر داده است شوهرش هم با کباب و نان و ریحان می رسد

 

مش رجب، آن گوشه هی یک‌ریز بشکن می زند خاله طوبا هم کمر جنبان و رقصان می رسد

 

تا که بابام این خبر را در جراید خواند گفت: خب خدا را شکر پول کفش و تنبان می رسد

 

مادرم هم خنده‌ی جانانه ای فرمود و گفت: پول شال و عینک و یک جفت دندان می رسد

 

بی بی از آن سو کمی تا قسمتی فریاد زد: خرج استخر و سونام، ای جانمی جان می رسد

 

خان عمو با کیسه و زنبیل و ساکش رفته بانک تا بگیرد آنچه را فعلاً به ایشان می رسد

 

اصغری در پای منقل، بود سرگرم حساب تا ببیند پول چندین لول، الآن می رسد

 

خاله آزیتا که یادش رفته فرمی پر کند طفلکی از دور با چشمان گریان می رسد

 

Add A Comment: