CopyPastehas never been so tasty!

فرازی کوتاه از یکی از کتاب های آلبرت کامو

by anonymous

  • 0
  • 0
  • 0
274 views

 

 

اگر تنها راه حال باقی مانده برای ما مرگ میباشد، پس راه درستی را در پیش نگرفته ایم. تنها مسیری درست انتخاب میشود که ما را به زندگی ، به خورشید، به روشنایی برساند (. . . ) زمانی که در الجزایر زندگی میکردم، زمستانها، همیشه، منتظر چیزی بودم. خوب میدانستم که در یکی از همین شبهای ماه فوریه، شبی سرشار از هوایی سرد و پاک، درختان بادام دره کنسول، شکوفه های سپید برفی را بر سر خود پرپر میکنند. و من به شعف و به وجد میآمدم ، از دیدن این منظره ای که در آن شاهد می بودم، چگونه این لایه های شکننده و ظریف شکوفه های برفی، اینچنین سرسختانه ، در مقابل هجوم باران و بادهایی که از جانب دریا میوزیدند، مقاومت میکنند.

 

هر سال، در یک زمان مشخص، این برف شکننده، فقط و تا آنجا ایستادگی میکرد ، تا اطمینان حاصل کند که نطفه میوه ، ثمره ، در دل درخت بسته شد، و به وقتش به بار خواهد آمد.

 

در اینجا صحبت از سمبل نمیکنم. ما خوشبختی را با سمبلها به دست نمیاوریم، بلکه به جدیت ، و پشتکار برای بدست آوردنش مهتاجیم. . . هنگامی که سختی و فشارهای زندگی دراین اروپایی که هنوز پر از درمانده گی هاست، غیر قابل تحمل میشود، من رو به سوی این کشورهایی میاورم که خارق العاده اند. ، چرا که هنوز در خود پتانسیلی عظیم از نیروهایی بکر و دست نخورده دار ند. من آنها را خیلی بیشتر از آن میشناسم که بخواهم نادیده بگیرم، که سرزمین های برگزیده آنها هستند،  سرزمین هایی که تعمق و شجاعت، میتوانند در هم بیامیزند و تعادل برقرار کنند.

 

مطالعه و نگرش عمیق به چنین نمونه‌هایی (شکو فه برف و مقاومت آن در برابر هجوم باد و باران)، به من می آموزند ، اگر ما خواهان نجات روح و روانیم  ، لازم است ارزشهای رو به مرگ و کهنه اش را دفن کنیم، و قدرتش و قدر منزلتش را یاد آوارش سازیم و به اوجش برسانیم.

 

جهان مسموم از بدبختی هاست و (شوربختانه) به نظر میرسد که به مذاق ما نیز سازگار میباشد. این جهان کاملا خود را تسلیم این شری کرده است که نیچه آن را روح" ثقل وسنگینی" (پوچیگرایی) مینامید.

به آن فرصت رشد ندهیم. چه بیهوده است بر روان و( پوچیش گریستن)، تنها کافی است برای آن و بخاطر آن تلاش کنیم. اما به راستی چگونه میتوان به آرزش هایی که روح و روان را تسخیر میکنند دست یافت ؟ . . . این ارزش ها عبارت است از : قدرت شخصیت، میل، نگرشی به کل هستی، خوشبختی ، غروری سرسخت، و قناعت و سادگی مزاج خردمند و دانا، این ارزش ها بیش از هر وقت دیگری بر ما لازمند، و هر کس میتواند آن ارزشی را که بیشتر به طبعش سازگار است برگزیندو در خود نهادینه کند .. . قدرت شخصیت اما، همان نیروی است که در شب های طوفانزا، با تکیه بر ارزش های درونی سپیدی برف و شیره درخت، به ما قدرت مقاومت کردن را می دهد. این همان قدرتی است که در زمستانهای سرد و سخت زندگی، درخت وجودمان را آمادۀ  ثمر میسازد، در شب و روزی مقدر و حتمی.

 

Add A Comment: